دوستان عزيز سلام
امشب آخرين شبي است كه مي تونم از اينترنت استفاده كنم و واسه شما عزيزان مطلب بنويسم، تا سال آينده. اولين مرخصي. 
فردا به سلامتي عازمم.
امشب فقط اومدم كه سال نو خورشيدي را پيشاپيش به شما عزيزان تبريك بگم.
اميدوارم سالي خوش، همراه با موفقيت در پيش داشته باشيد.
دوستدار شما عزيزان، بهرام
+ نوشته شده در ساعت 23:58  توسط SeNaToR
|
دوستان عزيز سلام!
من معمولاً چيزي تو وبلاگم نمي نويسم! آخه نه وقتشو دارم نه حوصلشو!
اگه هم وقتي پيدا مي شه عكس يا مطلب جالبي از اين ور اون ور يا از سايتاي خارجي، .... پيدا مي كنم و واسه خواننده هاي عزيز مي ذارم!
اما اين بار فرق داره! اين بار قراره يه دوره جديد از زندگيم شروع بشه! نمي دونم خوب يا بد! چون تجربه نكردم هنوز! اميدوارم كه خوب باشه! يا اگه بد هم باشه، قابل تحمل! 
فكر كنم پسرا تا اينجا تونسته باشن حدس بزنن منظورم چه دوره اي يه!
بله! خدمت سربازي! اين شتره در خونه ما هم خوابيد! 
يكشنبه ۱۸ اسفند ۸۷، بنده اعزام مي شم!
همه اولويتامو ارتش زدم! چون دوست نداشتم برم سپاه. ديروز هم نامه اومد در خونمون، كد محل آموزشي زده بودن! ۳۷ - با كمي جستجو فهميدم افتادم عجب شير!!!!
نمي دونم چه جور جاييه! البته از نظر جغرافيايي و آب و هوا فهميدم چيه!
"عَجَبشیر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان عجب شیر است. این شهر با ۲۶٬۲۳۵ نفر جمعیت در سال ١٣٨5 خورشیدی، به عنوان دهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی شناخته میشود.۱ شهر عجبشیر در ساحل شرقی دریاچه ارومیه و در ناحیهٔ غربی کوه سهند واقع شدهاست و آب و هوای سرد کوهستانی دارد."
بله! اينم قسمت ما بود. همچين جاي دوري افتادم. البته آموزشيه. فقط دو ماه. كاراي كامپيوتري، تايپ و... خوب بلدم. انشاءا... كه مي رم واسه كاراي دفتري.
حدودا ۱۰ روز ديگه تا اعزام مونده. اميدوارم اين ۱۰ روز با اون ۲ ماه آموزشي زود بياد بره!! بعدش هم بيفتم تهران واسه خدمت! خيلي خوب ميشه
توكل به خدا.
شما هم واسم دعا كنيد
(شايد از اين به بعد بيشتر پست هام مربوط به خدمت، خاطرات، ... باشه شايدم نباشه! شايدم كلا ديگه پست ندم! نمي دونم! تا ببينيم چه پيش آيد)
فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در ساعت 13:28  توسط SeNaToR
|